يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

116

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

بر موضع آن بقول اهل تنبيه سرطان سرطان كه آماسى بود كرد شكل مايل بسبزى و تيركى و حوالى آن را ركهاى ممتلى بود برخواسته رباعيه رنج سرطان كسى كه پيدا كرده * اندوه و غمش بجان و دل جا كرده دفعش نتوان ولى مساوى نبود * در تنقيه سعى كرده و ناكرده فايده تنقيه منع وى از ترايد است جذام جذام كه آن را سرطان جميع اعضاء گويند علامتش علامتش سرخى رنك مائل بسياهى و تيركى و تنكى نفس و كرفتكى آواز و بسيارى عطسه و بسته شدن منفذ بينى و ظهور غدها در اعضا است رباعيه آن را كه بود رنج جذام از كه و مه * باشد غرضش كاز اين مرض كردد به باشد چو علامت فزونى ز دمش * بكشاى رك و طبيخ افتيمون ده صفت طبيخ افتيمون صفت طبيخ افتيمون سنامكى خاصه هفت درم پوست هليله كابلى پنج درم بسفايج نيمكوفته و بنفشه و باديان و پرسياوشان و تخم كاسنى نيمكوفته از هريك دو مثقال عناب و سپستان از هريك بيست عدد آلوى بخارا پنج عدد همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه كمتر آيد صاف كنند و پنج درم افتيمون در خربطه كرده در آب آن بمالند تا مزه خود را باز دهد